تاریخ موسیقی ۱

 

دانشی که یک نوازنده بعنوان موزیسین باید بدان آگاه باشد شناخت از موسیقی و اجزای آن میباشد نه تنها اشراف به نت ها و قواعد تئوریک بلکه توجه کافی به فلسفه هنر و موسیقی، تاریخ موسیقی و شناخت دوره های موسیقی و تاثیر سایر هنرها بر موسیقی و غیره میباشد.

 

پیدایش موسیقی

پس از گذشت صدها هزار سال از حیات بشر هنوز از زمان و مكان دقیق پیدایش موسیقی اطلاع چندانی در دست نیست اما می توان گفت موسیقی همواره با جهان هستی عجین و سرشته بوده است.
موسیقی به شكلی كه در ذهن داریم منحصر به انسان هاست زیرا انسان می تواند به كمك موسیقی هیجانات درونی خود را از قبیل شادی و یا حزن بروز دهد.
درباره پیدایش اولین ساز روایات متفاوتی وجود دارند یونانیان باستان معتقد بودند خدای(پان) اولین موسیقی را آفرید كه همان نی چوپانان است پان روزی از میان نیزارهای ساحل رودخانه ای می گذشت كه آهی كشید و شنید نفس چون از درون نی ها می گذرد صدای غم انگیزی تولید می كند.
ایرانیان باستان نیز در مورد پیدایش (عود) باور داشتند روزی مردی از بیابانی می گذشت میان راه به جسد ققنوسی برخورد كه به مرور زمان بدنش تجزیه شده بود فقط استخوان بدن و پرهای او به شكل كاسه ای باقی مانده بودند در اثر گذشتن باد از لابه لای آن صدای خوشی به گوش می رسید بدین سان اولین ساز كه همان (عود) است ساخته شد.


 

تاریخچه موسیقی

مصريها: در مصر باستان مانند اغلب ملل متمدن موسیقی رواج داشته است . آلات و ادوات موسیقی از قبیل: چنگ، تنبور، نی، نی مشابه هبوا، نی دو شاخه، بوق و کرنا و سیتار، سنج، طبل و دایره به انضمام چند قطعه کوچک صدا دار که همگی در موسیقی مصری استفاده می شده است .
نوعی ساز زهی همانند سه تار ایرانی نیز وجود داشته که دارای سه یا چهار سیم بوده و فرنگیها آن را مادر گیتار امروزی می نامند. اختراع و ابداع در واقع تعدادی از سازهای مصری را در نقش های باستانی این تمدن به خوبی مشاهده کرد.

اختراع يك قسم ارگ را كه دارای لوله های متعدد بوده نيز به مصريها نسبت می دهند. از نقاشيهايی كه روی ظروف قديم مصر شده و آلات ضربی مختلفی كه داشته اند چنين بر می آيد كه رقص نيز بين آنها مرسوم بوده و مصريها به اين امر علاقه داشته اند.



سومريها: بطوريكه از تاريخ بر می آيد موسيقی در تشريفات و رسوم مذهبی سومريها اهميت داشته. در ميان آثاری كه از آنها بدست آمده، يك قطعه نقش برجسته ای است كه شامل دو قسمت اشت: در قسمت پايين سازی است شبيه سيتار و چنگ كه در قاعده آن جعبه ای براي انتشار و انعكاس صدا تعبيه شده و نوازنده ای آن را با دو دست می نوازد . در قسمت بالا هم چهار نفر موسيقی دان ديده می شود كه يكی از آنها جامه ای بلند بر تن دارد و صفحه ای مدور را در يك دست گرفته و در دست ديگر چيزی شبيه به چكش دارد. نفر ديگر مشغول دست زدن است ويك نفر هم آواز خوان است و چنين به نظر می رسد كه اين اشخاص مامور اجرای قربانی هستند و اين كار را با رسوم و تشريفات خاصی انجام می دهند.



عيلاميها: عيلاميها نيز موسيقی را هنگام بر پا كردن رسوم مذهبی به كار می برده اند. آلات موسيقی آنها يكی دو قسم چنگ ونی ساده و مضاعف و بعضی آلات ضربی بوده.

از جمله سازی داشته شبيه سنتور كه بعد ها تغيير شكل داده و كامل شده و سازه های كلاويه دار فرنگی را كه كامل ترين آنها پيانو است از روی آن ساخته اند. از نقوش برجسته آثار عيلامی دو نمونه كامل از اركستر آنها كه يكی دسته نوازندگان وديگری دسته سرايندگان است بدست آمده و در(( بريتيش ميوزيوم )) است. دسته نوازندگان از يازده نوازنده تشكيل مي شود كه هفت نفر آنها چنگ می زنند و دو نفر نی مضاعف می زنند و يك نفر سازی شبيه به سنتور می نوازد و نوازنده ديگر هم يك قسم آلات ضربی می زند. در دسته سرايندگان نه بچه و شش زن شركت كرده اند: زنی كه در جلو واقع شده راهنمای سايرين است و زن ديگر زير چانه گذاشته كه عادت اغلب خوانندگان مشرق زمين است. ساير زنها و بچه ها هم دست می زنند .



آشوريها: خداهای آشوری دوستدار موسيقی بوده و آشوريها برای خاطر آنها در موقع عبادت و پرستش ارباب انواع موسيقی مخصوصي به كار می برده اند. آلات موسيقی انها چنگ و سيتار و نی ساده و مضاعف و بوق و طنبور بوده. در آثاری كه از آشوريها بدست آمده نمونه های مختلف از نوازندگان آشوري ديده مي شود و اغلب آنها به صورت تك نوازي است. فقط در يكی از اين نقشها يك اركستر چهار نفری به نظر مي آيد كه دو نفر آنها سازی كه بين چنگ و سيتار است می نوازند و دو نفر ديگر آلات ضربی می زنند.

ساير ملل شرقی: موسيقی ساير ملل مشرق زمين با موسيقی كشور ما بي رابطه نيست از قبيل فينيقيها و يهوديها و اهالی فلسطين و سوريه كه آلات موسيقی ديگری كه با اختلافات جزئی شبيه به سازهای مذكور در فوق است داشته اند. مخصوصاً از اشاراتی كه در كتاب تورات شده معلوم مي شود كه موسيقی يهود اهميت داشته و عده زيادی سرايندگان و نوازندگان دور او بوده و زبور داود با الحان مخصوصی خوانده می شده. همچنين اهالی آسيايی صغير مانند ساكنان ساكنان ليديه و فريگيه و درينها از موسيقی يونانی نيز اقتباساتی كرده بودند و اين كشورها نيز به تصرف شاهان هخامنشی درآمده موسيقی آنها هم شايد در موسيقی ما بی اثر نبوده است.



تفاوتهای موسیقی شرق و غرب

بسیار واضح و طبیعی است که موسیقی ملتهای مختلف از بسیاری از جهات چه از نظر فنی و هنری و چه از حیث اجتماعی و فرهنگی متفاوت باشد. بدین طریق موسیقی غربی با موسیقی شرقی بطور ریشه ای و پایه ای با هم تفاوتهای اساسی دارند و موسیقی کشورهایی همچون آلمان، فرانسه، ایتالیا و روسیه با اینکه از نظر پایه به هم نزدیک اند از لحاظ کیفیت و حالت با یکدیگر تفاوتهایی دارند. بطور اصولی گام دیاتونیک و فواصل پرده و نیم پرده پایه موسیقی غربی ( گام بزرگ و اقسام مختلف گام کوچک )است.

ولی گامهای ایرانی از ۱۲۴ فاصله ربع پرده تشکیل می شود . همین مسئله است که موسیقی ایرانی را از موسیقی غربی متمایز و مجزا می کند. اختلاف مهم موسیقی ایرانی با غربی در واقع وجود گامهای متشکل از نیم پرده در موسیقی غرب فواصل ربع پرده در گامهای موسیقی شرقی و حالات خاص هر دو نوع موسیقی می باشد.

در حقیقت خاصیت درون گرایی بودن الحان و نغمه های شرقی و علاوه بر آن خلاقیت بداهه نوازی و حرکات ملودی است که از جمله اختلافات موسیقی ما موسیقی غربی می باشد. در حالی که موسیقی غربی چه به شکل یک اتود کوچک و چه به شکل اجراهای عظیم ارکستری بر پایه اصول و قواعد و اهداف زیبایی شناسانه تصنیف می شود و بدیهه سازی و آزادی تغییر لحن موسیقی شرق جزو کیفیات موسیقی غربی نیست. 

 

منابع: سایت انجمن اپومتری خراسان

و برگرفته از مقاله امير هوشنگ طبخی

تئوری موسیقی پورتراب
تئوری موسیقی منصوری